![]() |
![]() |
|
| کاش می ماندی و من تنها نبودم |
|
فرصت نشد بهت بگم
... میرسه روزی که دیگه منو نداشته باشی دیگه نباشه اون کسی که دنیا و آخرتش تو بودی دیگه نباشه اون کسی که برای راحتی و آسایش تو بال بال میزد دیگه نباشه اون کسی که به خلوص و عمق و صداقت عشقش ایمان داشتی دیگه نباشه اون کسی که تو براش زیباترین بودی ، یگانه ترین بودی ، محبوب ترین بودی دیگه نباشه اون کسی که به قول خودت برات بهترین تکیه گاه بود ... آری عزیزم تکیه گاهت رو ویران کردی ، غیرت و غرور مردونه شو وحشیانه پایمال کردی چیزی ازش باقی نذاشتی ... حالا موندی با یه دنیا غم و دلتنگی تنهایی می دونم می دونم که خیلی تنهایی روزهات از شب هم سیاهترن آینده برات تاریک تر از همیشه شده می دونم این روزها تلخ می گذرن فرصت نشد بهت بگم که تلخی روزگار هنوز برای تو ذخیره بسیار دارد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 11:57 قبل از ظهر توسط خسته تر از همیشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگو برای کسی ساختم که یه روزی در کنارم بود و ...
|
| پیوندها |
|
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
RSS
|