![]() |
![]() |
|
| کاش می ماندی و من تنها نبودم |
|
تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم تو دريايي تريني آبي و آرام و بي پايان و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:11 بعد از ظهر توسط خسته تر از همیشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگو برای کسی ساختم که یه روزی در کنارم بود و ...
|
| پیوندها |
|
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
RSS
|