تبليغاتX
بعد از رفتنت...
کاش می ماندی و من تنها نبودم
خدایا بازم دلم تنگه بعد از مدتها بازم میخوام بنویسم ولی نمیدونم از چی بنویسم ؟ خدایا ................... خسته ام

چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه

وقتی هیچ کس نمیتونه گریه هامو بنویسه

وقتی هیچ کس نمیتونه تو رو پیش من بیاره

شب هم نفسی شب بلند تنهایی تو که هم نفسی بگو کجای دنیایی

چرا کسی نیست؟؟؟؟

چرا کسی نیست به من بگوید دوستم دارد؟

چرا چشمان آسمان خشک است و نمی بارد؟

جرا کسی نیست به حرفهای دلم گوش کند؟

چرا کسی نیست؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه |