تبليغاتX
بعد از رفتنت...
کاش می ماندی و من تنها نبودم

هر صبح طلویی دیگر است

در انتظار فرداهای من

قاصدک خوش خبرم روزهاست که نیامده

چرا نوشتم در برگ تنهاییم برایت،... نمی دانم؟

روزی خواهی آمد...می دانم احمدم

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:8 قبل از ظهر  توسط خسته تر از همیشه |