![]() |
![]() |
|
| کاش می ماندی و من تنها نبودم |
|
نمیدانم چرا؟
نفهمید.. اولین دستانی که به دست گرفتم.. دستان او بودند.. و مدتهاست که جای خالی انگشتانش حس میشود.. مدتهاست.. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط خسته تر از همیشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگو برای کسی ساختم که یه روزی در کنارم بود و ...
|
| پیوندها |
|
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
RSS
|