تبليغاتX
بعد از رفتنت...
کاش می ماندی و من تنها نبودم
نمیدانم چرا؟

نفهمید..

اولین دستانی که به دست گرفتم..

دستان او بودند..

و مدتهاست که جای خالی انگشتانش حس میشود..

مدتهاست..

+ نوشته شده در  ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه |