![]() |
![]() |
|
| کاش می ماندی و من تنها نبودم |
|
اونجا یه دل کوچیک با نوای تپش* خودشو سرگرم میکنه.! امروز دلم گرفته !چند وقته آسمون دلم ابریه..نمیدونم کی دوباره میخواد بهار شه.کی رزا غنچه میکنن تا دوباره از بوشون مست بشم!فقط اینو میدونم که یه دستم دست خدا رو محکم گرفته و ول نمی کنه.که نکنه یه وقت به ته دره سقوط کنه یا بیراهه بره.میگن آدمای عاشق جزء صبورترینها هستند...میدونین چرا؟چون عاشق هیچی برا خودش نمیخواد یه روز از ته دل میخنده و انگار که هیچ غمی نداره و یه روز هم اونقدر گریه میکنه که نه تنها چشاش بلکه همه ی تنش از درد غصه امونش رو می برن.وا قعا عاشق کیه؟اونی که به پای عشقی بسوزه که میدونه سرانجامی نداره ولی باز هم منتظر میشه و صبر میکنه.یا اونی که به عشقش رسیده و دیگه خیالش راحته که هیچ وقت تنها نمی مونه؟کدوم یکی عاشقه؟ تا آخرش عاشقه؟یه سوال دارم...اونم این که:چرا آدمهابدون هیچ دلیلی عوض می شن؟یه روز دم از عشق میزننو یه روز دیگه پا رو عشق میذارن!یه روز حس می کنن تنهان و به یکی احتیاج دارن تو تنها یی ها دستای سردشو نو بگیره و یه روز دیگه حال می کنن تنها با شن بی خبر از اینکه یه دل تنها به خاطر اینکه آقا میخوان تنها ترین باشن داره میسوزه و درد این سوختن یه طرف ویادگاری که از جای سوختن می مونه یه طرف. خدایا به ما کمک کن عاشق بمانیم چرا که عاشق ماندن هزار بار سختتر از عاشق شدن است!! این نوشته رو با وضو نوشتم تا بعضی ها بدونن که بزرگترین گناه اینه که احساسات یه قلب کوچیک و منتظر رو نادیده بگیریو اونو به حریم مقدس تنهاترینت راه ندی.و خودت رو بزنی به اون راه که از هیچی خبر نداری.و همه چی کاملأ عادی پیش میره البته مثلأ.ولی عزیز من مرد واقعی اونیه که قرص و محکم حرف دلشو بزنه نه اینکه از وا قعیت ها فرار کنه....... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط خسته تر از همیشه |
|
|
سينه ام سوخت، دلم غم آمد
ديده ام اشك ز ماتم آمد سببِ خون دلم پرسيدم مادرم گفت محرم آمد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط خسته تر از همیشه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگو برای کسی ساختم که یه روزی در کنارم بود و ...
|
| پیوندها |
|
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
RSS
|