تبليغاتX
بعد از رفتنت...
کاش می ماندی و من تنها نبودم
خدایا دیگه

 

خسته شدم

 

 

پس کی تموم

 

میشه؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 

چه قدر سخت تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزديد


و به جاش يه زخم هميشگی رو به قلبت هديه داد زل بزنی و

 
به جای اينکه لبريز کينه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش

داری.....


چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکيه بدی که يه بار زير

 آوار غرورش

 
همه وجودت له شده....چه قدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف

بزنی


 اما وقتی ديديش هيچ چيزی جز سلام نتونی بگی....چه قدر

 سخته

 وقتی


 پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشی

 

 بخندی


تا نفهمه هنوزم دوسش داری.......چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگری ببينی

+ نوشته شده در  ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 
هیچکس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه.!! ولی حداقل میتونیم یادش

 بدیم که  وقتی شکست لبهای  تیزش دست اونی رو که شکسته نبره

+ نوشته شده در  ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 

اونیکه مدعی بود عاشقته

 

تو رو تو فاصله‌ها تنها گذاشت

 

بی‌خبر رفت و تو این بیراهه‌ها

 

رد پاشم واسه چشمات جا نذاشت.....

 

من و هر ثانیه و جنون  تو،

 

واسه من همین خیالت هم بسه.

 

بذار جاده ها اشتباه برن،

 

ما که دستمون به هم نمی رسه !

 

با حریر پیله‌های کاغذی

 

واسه من جاده رو ابریشم نکن

 

من به پروانه شدن نمی رسم،

 

حرمت فاصله مون رو کم نکن.....

+ نوشته شده در  ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 

پرواز را آغاز مکن چون من تنها با پر مهرباني نگاه تو حرف هايم

را مي نويسم



با چه زباني بايد بگويم که براي رفتنت زود بود و زخم جدايي ات

را التيامي نيست

 

از رفتن نگو ، دور نشو!!

                                    دور نشو!!

                                                                دور نشو !!!

+ نوشته شده در  ساعت 7:13 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 
نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم!

نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.

نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند.

نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.

نمي دانم من در حق عشقمان خيانت کردم يا او. او قدر ندانست يا من, نمي دانم.....
 
نمي دانم خدا اين را قسمت ما کرد يا ما خود قسمت را رقم زديم.

نمي دانم چرا وقتيکه دل بستن سهل است, دل کندن آسان نيست.


نمي دانم خدا به ما "دل" داد تا از دنيا ببريم يا دنيا رو داد تا دل بکنيم


 هنوزنمي دانم با بودن او زندگي سخت است يا بي او.

تحمل جاي خاليش توي تک تک لحظه ها سخت تر است يا...

نمي دانم شکستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شکستن قلبم.

نمي دانم تو به من "عشق" را آموختي يا مي خواهي "نفرت" را يادم بدهي.

نمي دانم که بگويم: "چرا آمدي؟" يا بپرسم که: "چرا رفتي؟"

من نمي دانم, تو به من بگو..........

+ نوشته شده در  ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 

هرگز حسرت نکشیده ام  

حسرت رادیده ام

        درگذشته ام

               در روزهای سخت دلشکستگی ام

  در دریای اشک روی صورتم

                             دیدم وفروبردمش دردرون

                                                  در هزارتوی قلب خسته ام .....

+ نوشته شده در  ساعت 6:58 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 
گل سرخ دل من پژمرده است

گل شادی گل عشق

درهوائی پر ازغصه وغم

دادِ من آه خدایا بیداد

ازچه خشکید گل هستی من

به چه جرمی دل من غمگین است

پشت من می شکند باراین درد گران

مددی آه خدایا مددی

تا به کی کوه مصیبت بردوش

دگرم طاقت نیست

امتحان است خدا یا  آیا ؟.....

+ نوشته شده در  ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه |