تبليغاتX
بعد از رفتنت...
کاش می ماندی و من تنها نبودم
امروز دلم خیلی گرفته ...دلم براش خیلی تنگ شده ... می خوام گریه کنم نمی تونم...

ای خدا ..................................

تقدیم به کسی که نفهمید چقدر دوسش دارم

تو میتونی من و از پا درآری تو میتونی که اشکم در بیاری


فقط تویی که میتونی عزیزم منو عمری توی کما بزاری


تو میتونی که روحم رو بپاشی تو میتونی دوسم نداشته باشی


آره تویی که میتونی عزیزم بری لحظه ای یاد ما نباشی


ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو


ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطرات و


تو میتونی نبینی خستگیمو


تو میتونی نفهمی بچگیمو


تو میتونی که نادیده بگیری


تمام لحظه های زندگیمو


بی وفایی تو خونته میدونم

 
میتونی بگذری اینم میدونم


میدونم میتونی بشکنی ساده


دل و حرمت هر چی هست میدونم


ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو


ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطراتو..

+ نوشته شده در  ساعت 5:22 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 
 

دلم ،

 

بيقرار نبودنت ،

 

هواي پرواز دارد ...

 

دلم ،

 

پر پر جاي خالي نفست،

 

هواي رفتن دارد ...

 

دلم ،

 

در نبودن نامت ،

 

هواي فرياد دارد ...

 

دل بيقرارم ،

 

تنها هواي تو دارد ...

 

+ نوشته شده در  ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه | 
 

روزي ديگر ،

ابركي در آسمان

بازيگوشي خورشيد خانم

خنكاي نسيم جاري ...

 

خاطره ات ،

در دلم ورق ميخورد و

نامت باز مي آيد

در عرصه زندگي ...

 

ميشمارم ،

فاصله ها را ...

يك ، دو ، سه ...

 

دلم ميگيرد ،

نيستي و

شمارش از يادم ميرود ...

نبودنت ،

حقيقتي ست انكار ناپذير

چه يك قدم ،

چه صد قدم ،

حاصل :

شمارشي بيهوده ...

 

اشك ، نه ...

نميخواهم گريه كنم ،

چشمها را ميبندم .

به يادت ،

در دلم  رجوع ميكنم ...

 

حال ،

تنها من هستم و تو

فارغ از هر شماره

فارغ از هر فاصله ...

 

ابديت نبودنت ،

به باريكي تار مو

در كنارم

همراهم ...

 

هستي ،

اينجا

در قلبم ،

حتي

خنكاي نسيم هم

بوي تو را دارد ...
+ نوشته شده در  ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط خسته تر از همیشه |