تاريخ : جمعه بیستم تیر 1393 | 4:32 | نویسنده : neila
مرد رفتگر آرزو داشت براي يكبار هم كه شده موقع شام با تمامي خانواده اش دور سفره ي كوچكشان باشد و با 

هم غذا بخورند.او بيشتر وقت ها دير به خانه ميرسيد و فرزندانش شامشان را خورده و همگي خوابيده بودند.هر 

شب از راه نرسيده به حمام كوچكي كه در گوشه ي حياط خانه بود ميرفت و خستگي و عرق كار طاقت فرساي 

روزانه را ازتن مي شست.تنها هم سفره ي او همسرش بود كه در جواب چون و چراي مرد رفته گر،خستگي،

مدرسه ي فرداي بچه ها و اين جور چيزها را بهانه مي كرد و همين بود كه آرزوي او را دست نيافتني مي نمود.

يك شب شانس آورد و يكي از ماشين هاي شهرداري او را تا نزديك خانه شان رساند.او با يك جعبه شيريني و چند 

تا پاكت ميوه،قبل از چيدن سفره ي شام به خانه رسيد.وقتي پدر سر سفره نشست،فرزندان هريك به بهانه اي با 

او شام نخوردند.

دلش بدجوري شكست وقتي نيمه شب با صداي غذا خوردن يواشكي بچه ها از خواب بيدار شدو گفت و گوي آن ها 

را از آشپزخانه شنيد:    "چقدر امشب گشنگي كشيديم!بد شانسي بابا زود اومد خونه. با اون دستهاش كه از صبح 

تا شب توي آشغالهاي مردمه،آدم حالش بهم ميخوره باهاش غذا بخوره."

 



تاريخ : جمعه بیستم تیر 1393 | 4:22 | نویسنده : neila
...



تاريخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 | 1:29 | نویسنده : neila
سلاااااااااااام.

                                        باخت برزيل براي ماه عسل دردسرشد؟؟

اقاااااا ماه عسل ديديد؟؟؟

من كه اميدي به ادامش ندارم با قضيه دوست دختره و از اييييين حرفهااااا

يه نكته بگگگگگگم چرا باخت برزيل براي ماه عسل شد؟

چرا نگفت عليخاني سوال تو ذهنمه داره ديونم ميكنه اميدواريم كه اگه برنامه بعدي وجود داشت بگگگگگگه

                                                                      



تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر 1393 | 4:19 | نویسنده : neila
سلام

ماه عسل رو ديدي  برنامه جالبي بود اما بعد از كمي فكر كردن ميبيني كه همچين همسرهايي وجود دارند با وجودي كه اين همه سال از جنگ گذشته عاشقانه از همسر شون حتي در شرايط بدتر مراقبت ميكنند.

اممممممممممممممممممممما عليخاني درست ميگفت براي مردا يكم هضم اين موضوع سخته كه مرد وفادار باشششششه

                   اميدوارم تو نسل ما همچين ادمايييي باشه به وتعداشووووون زياد

                                                                                                     



تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر 1393 | 3:56 | نویسنده : neila
آیا میدانستید که طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است ؟

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟

آیا میدانستید که جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند ؟

آیا میدانستید که تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند ؟

آیا میدانستید که فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند ؟

آیا میدانستید که بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند ؟

آیا میدانستید که مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میکند ؟

آیا میدانستید که صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد ؟

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می‌زنند ؟

آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟

آیا میدانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

آیا میدانستید که هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟

آیا میدانستید که گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد ؟

آیا میدانستید که کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱۵ متر حرکت می‌کند ؟

                                              

ادامه داررررررررررررررررررررررررد



تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 6:17 | نویسنده : neila
سلام دوستاننننننننننن ماه عسل رو ميبينيد؟روزاي اول فكر ميكرد كه ديگه جذابيت نداره اما با برنامه ديروزش فهميدم كه نه كم كمك داره گرم ميشه

                                                                                                                 



تاريخ : سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 0:31 | نویسنده : neila
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید!

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید!

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید!

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید!

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

 

شاعر مرد در جواب میگه :

به ‌نام خداوندی که مرد آفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین!

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !



تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 23:55 | نویسنده : neila
چه مييييييييكنه اين شبكهههههههههه يك

چه ميكنه اين سسسسسسسسسسسيروس مقدم

چه ميكنههههههههه اين مهرداد صديقيان

واقعا قشنگ بازي ميكنه



تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 23:51 | نویسنده : neila
ماه بالای سر آبادی است،
اهل آبادی در خواب

روی این مهتابی، خشت غربت را می بویم:
باغ همسایه چراغش روشن،
من چراغم خاموش

ماه تابیده به بشقاب خیار، به لب کوزۀ آب.
غوک ها می خوانند.
مرغ حق هم گاهی.
کوه نزدیک من است: پست افراها، سنجدها.
و بیابان پیداست.

سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست.
سایه هایی از دور، مثل تنهایی آب، مثل آواز خدا پیداست.

نیمه شب باید باشد.
دب اکبر آن است: دو وجب بالاتر از بام.

آسمان آبی نیست، روز آبی بود.
یاد من باشد فردا، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.
یاد من باشد فردا لب سلخ، طرحی از بزها بردارم،
طرحی از جاروها، سایه هاشان در آب.

یاد من باشد، هر چه پروانه که می افتد در آب، زود از آب درآرم.
یاد من باشد کاری نکنم، که به قانون زمین بر برخورد.

یاد من باشد فردا لب جوی، حوله ام را هم با چوبه بشویم.
یاد من باشد تنها هستم.

ماه بالای سر تنهایی است.
سهراب سپهری


تاريخ : دوشنبه شانزدهم تیر 1393 | 23:49 | نویسنده : neila
دنگ..،دنگ.. ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من... لحظه ها می گذرد آنچه بگذشت ، نمی آید باز قصه ای هست که هرگز دیگر نتواند شد آغاز... سهراب سپهری